دنیای این روزای من
گر سحر شد دولت شبهای وصل
بگذرد ایـام هـجران نیـز هم …
دنیای این روزای من به صورت زیربنایی متفاوت از اون چیزیه که سالهای سال بوده و برای همینم هست که به ندرت توی نیمهمست مینویسم و اگر هم بنویسم خیلی آش دهنسوزی نمیشه. دلیلش اینه که عملن دارم حرفامو جای دیگهای میزنم و ادامهی دادن جلسههای روانکاوی باعث شده یه تعامل پایدار بین ورودیها و خروجیهای ذهنم شکل بگیره و چیزی اونقدر توی ذهنم انباشته نشه که به حد انفجار برسه و به شکل نوشته در بیاد. این وسط یه دوست عزیزی هم هست که مدتیه سر و کلهش پیدا شده و شاید اون هم مزید بر علت شده تا دیگه خیلی چیزی برای به اشتراک گذاشتن با خارج از حلقهی کوچیک زندگیم نداشته باشم. شاید این، «نرمال» فعلی منه و شاید هم این فقط یه دورهی گذار مقطعیه که تموم میشه و برمیگرده به نرمال قبلی.
روانکاوی رو امسال توی اوج زمستون پرنسجورج شروع کردم، زمانی که ذهنم درست مثل حیاط خونهم بود؛ تاریک، سرد، منفی سی، مبتلا به یخبندونی که به نظر نمیومد به این زودیا تموم بشه و کند و کاوهای دردناک من توی ذهنم هم درست مثل فرو کردن دستهای لخت توی لایهی ضخیم برف و یخ روی زمین بود؛ وقتی که مطمئنی که بالاخره اون زمین صاب مرده، اون خاک لامصب یه جایی اون زیر هست و باید اون برف لعنتی رو کنار بزنی و بهش برسی تا شانس اینو داشته باشی که دوباره بکاری و سبز بشی و جوونه بزنی. برفی که میدونی واقعیت حیاط تو نیست و فقط یه لایهی دروغینه. مثل وقتی که انگشتهای لختت رو توی برف فرو میکنی و کنار میزنیش، از سرما داد میکشی، بلند میشی و دستهاتو چند دقیقهای «ها» میکنی و میری برای راند دوم…

گاهی هم ناامید میشی و درست لحظهای که میخوای بیخیال بشی و دستهاتو توی جیبت بذای و برگردی، یه دفعه یه چیزی مثل این میبینی که انگار تمام تلاشش رو کرده و با تمام قوانین طبیعیت دست به یقه شده تا اندام نحیفشو از زیر یک متر برف به بیرون برسونه و بهت بگه «فلانی! خجالت بکش!»
خیلی دوست دارم ریز ریز اونچه که تجربه میکنم رو بنویسم، خیلی دلم میخواد این زیباترین سفر زندگیمو دست کم با اونایی که میدونم میفهمنش تقسیم کنم، ولی به دلایلی نمیتونم، یکیش اینکه باید کلی گفت و گوهای علمی و فلسفی و از همه مهمتر شخصی رو با جزییات بنویسم که نه حوصلهشو دارم و نه اصلن جاش اینجاس. اما میتونم همینقدر ساده و خلاصه بگم که دنیای این روزای من و ذهنم درست مثل دنیای این روزای حیاط خونمه؛ خاک حاصلخیزی که از هر گوشهش یه چیزی سبز شده و جوونه زده و داره قد میکشه، و من هم اونقدری که فرصت دارم وقت براش میذارم تا علفهای هرزشو بکنم و خاکشو زیر و رو کنم به جاش چیزایی رو بکارم که به درد میخورن…
از گلهای زرد که نمیدونم چرا همیشه مورد علاقهم بودن تا بوتههای گوجه فرنگی و تمشک و ریواس و ذرت و درختهای انگور و از همه مهمتر، اون نهال جیگیلی که بچهی مورد علاقهی منه و قراره درخت آلبالو باشه، که البته هنوز خیلی کوچولوئه ولی قول داده زود بزرگ شه و با همین سرعت به امید خدا تا آخر تابستون میشه هم قد خودم.
این تشبیه حال و هوای ذهن و حال هوای حیاط پشت خونه، شاید تا چند ماه پیش برای من یه تشبیه ادبی بود که ممکن بود دقیقن با همین واژگان و جملهها توصیفش کنم، ولی الان دیگه برام کاملن یه واقعیت عینی و محرزه. اینکه دنیای بیرون و آدمهایی که توش پیدا میشن، رنگهایی که به خودش میگیره و اتفاقات «مثلن تصادفی» که توش میفته، چه بازتاب جالببه از اونچه که درون انسان هست. من هنوز هم اول راهم و حالا حالاها کار دارم، ولی تا همین جاش هم میخوام ببینم زمستون بعدی، کدوم برفی تخم داره تو حیاط من پهن شه…
خیلی برای خودم جالبه که منی که تمام گل و گیاه کاریم دست کم توی چند سال گذشته، محدود به نصفه و نیمه آب دادن سبزهی نوروز بوده که اونم فقط از روی «وظیفه» انجام میدادم، یه دفعه و صرفن با جابهجا کردن یه سری دادهها توی ذهنم، چقدر به طرز عجیبی به کاشتن و پرورش دادن گل و گیاه علاقهمند شدم و هرروز چند ساعت وقت صرف بیل زدن و نهال کاشتن و کود دادن و باغچهداری میکنم. اخیرن هم بوتههای تمشکم اینقدر زیاد شده که نهالهای جدید و کوچیکشو توی گلدونهای جداگونه میکارم و کادو میدم به دوست و رفیقام! توی گلخونهی سرپوشیدهی توی حیاطم، سیستم صوتی نصب کردم و شبها تا صبح برای گیاهام پیانوی آروم پخش میکنم! این چیزی که روانکاوها بهش میگن ذهن و شعرا بهش میگن دل، لامصب چیز عجیبیه.
توی اون دوران سرد یخبندون زندگیم، کمی قبلتر از اینکه ایدهی زیر و رو کردن ذهن با روانکاوی به فکرم برسه، برای فرار از بار سنگین تنشهایی که داشتم رفتم یه پیانوی کهنه خریدم و شروع کردم به یاد گرفتن پیانو. تنها چیزی که برام مهم نبود این بود که واقعن پیانو یاد بگیرم. تجربههای قبلی فقط یادم بود، که هر وقت مشغول ور رفتن با هر کار هنریای میشی، انگار تمام رابطهت با دنیا و مشکلات و معضلاتش قطع میشه و اون نیم ساعتی که داری ساز میزنی، نقاشی میکشی، خط مینویسی یا هر چیز دیگه، انگار دست هیچ فکر و خیال آزاردهندهای بهت نمیرسه. توی اون روزا شاید همون نیم ساعت تلاش روزانه برای خوندن دو خط نت همزمان و پیدا کردنشون روی پیانو برای اولین بار، آخرین سنگرهای ذهنمو حفظ کرد تا بالاخره روزی دوباره ذهنم احیا بشه و شروع به پیشروی بکنه. الانم که هشت نه ماهی میگذره چیز زیادی بلد نیستم، ولی این تنها چند دقیقهای که از پیانو زدن خودم تا به حال ضبط کردم رو (که ایرادهای فنی هم داره البته) با استناد به بازخورد بسیار مثبت داش محمود عزیز میذارم اینجا (اگه این پلیر به هر دلیلی کار نمیکنه، اینم لینک فایلش). شروع پیانو زدن از سر غم و غصه و به همین حد ابتدایی رسیدن، خودش حسی شبیه حس گل و گیاه بودن به آدم میده؛ اینکه بتونی آلودگیها رو بگیری و تصفیه کنی و «اکسیژن» بیرون بدی .
مولانا (که شاید از بزرگترین روانکاوهای تاریخ بوده)، درون یا همون «دل» انسان رو به نهر آب تشبیه میکنه و در مقابلش کل دنیا رو به یک کوزهی آب؛ درون انسان رو به یه شهر تشبیه میکنه و کل دنیا رو به یه حجرهی کوچیک توی اون شهر و بعد از مایی که توی دنیا میگردیم تا جواب سوالامونو پیدا کنیم میپرسه که چیو میخوای توی کوزه پیدا کنی که توی نهر آب نمیشه پیدا کرد؟
این جهان چون کوزه و دل جوی آب
این جهان حجرهست و دل شهر عجاب
چیست اندر کوزه کاندر نهر نیست؟
چیست اندر حجره کاندر شهر نیست؟
…
باغها و سبزهها اندر دل است
عکس آن پیدا بر این آب و گل است
باشه که این توفیق رو به دست بیاریم که همیشه، دست کم نیمنگاهی به درون داشته باشیم و تصویر بهتری رو به حیاط پشت خونهمون بازتاب بدیم… آمین : )
—————————-
پینوشت:
* این قسمت آخر از مولانا رو که داشتم مینوشتم، یاد داستانک دیگهای از مثنوی معنوی افتادم که مضمونش دقیقن همینه و فقط حیفم اومد اونم ننویسم. داستان مردی که گوشهی باغی آروم گرفته و سفر درون میکنه، فضولی بهش گیر میده که چرا به این همه آثار زیبایی خداوند در اطرافت نگاه نمیکنی و ایشون هم میگه تنها اثر خدا، «دل» انسانه و هرچه که بیرون هست چیزی نیست جز آثار اون اثر:
صوفیای در باغ از بهر گشاد … صوفیانه روی در زانو نهاد
پس فرو رفت او به خود اندر نغول … شد فضول از صورت حالش ملول
که «چه خسبی؟ خیز و اندر رز نگر … وین درختان بین و آثار خضر
امر حق بشنو که فرمود «انظرو» … سوی این آثار رحمت آر رو»
…
گفت: آثارش دل است ای بوالهوس! … آن برون آثار آثار است و بس








۱۶ خرداد ۹۴ @ ۹:۲۵ ب.ظ
Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568
چه پست آرامی! چه حیاط زیبایی! 🙂
۱۷ خرداد ۹۴ @ ۱۲:۴۷ ق.ظ
Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568
دلم میخواد بایستم و برای مدت طولانی برات دست بزنم آفرین واقعا آفرین چه موزیک زیبایی از اونجا به بعد نوشتت رو نفهمیدم چون غرق در موزیک پیانو شده بودم.
—
پاسخ:
لطف داری ریحانه جان. سپاسگزارم
۱۷ خرداد ۹۴ @ ۱۲:۴۹ ق.ظ
Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568
دلم میخواد بایستم و برای مدت طولانی برات دست بزنم آفرین واقعا آفرین . . .
راستی چه موزیک زیبایی از اونجا به بعد نوشتت رو نفهمیدم چون غرق در موزیک پیانو شده بودم
۱۷ خرداد ۹۴ @ ۷:۲۸ ق.ظ
Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568
حیفم اومد نگم که چه نوشته زیبایی ! همه چیز به جا بود.
خوشحالم که این روز ها حال خوبی دارید.
۱۷ خرداد ۹۴ @ ۷:۴۶ ق.ظ
Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568
سلااااااااااااااااام 🙂
خیلی پست خوبی بود بهروز. خوشحالم که حالت خوبه. بعد مدت ها یک پست پرفکت و پر از روحیه و انرژی مقبت و شادی و امید. پست عالی بود و مخصوصن با تصویرنگاری خیلی خوب مسیر حرکت از بی روحی و تاریکی و سرما به زندگی و روشنایی و گرما رو ترسیم کردی و مخصوصن خیلی جالب بود که اتفاقات درونت و هر تغییری تو عالم درون، تغییر تو عالم برونت رو در پی داشت و جلو بردن این دو داستان هم عرض هم خیلی دلچسب و توصیفی بود و کاملن ملموس و قابل درک میکرد. فقط میتونم بگم خیلی خوشحالم برات. این همه اتفاقات خوب . که البته اتفاقی نبود و خودت رقمش زدی و فعل خواستن رو تو ایجاد تغییر صرف کردی ایشالا این تغییرات مثبت همچننان ادامه داشته باشه. این درس گرفتنت از اتفاقت و حوادث و مسایلی که دور و برت رخ می ده و توجهی که داری و نگاه عمیقت به اتفاقات خیلی خوبه . تو این پستت مثالش میشه درسی که از اون گیاه تو برف گرفتی. پلیر کار میکنه و باز بسی لذت بردیم. نمی دونم این اهنگ چی داره اما وقتی گوشش میکنم منقلب میشم. یه حالت تلخ و شیرینی داره. عین جریان زندگیه ( که در این مورد توضیحات مفصلمو دادمقبلن بهت 😉 ) اما اون چیزی که ارزشمنش میکنه وقتی گوشش میدی با اینکه من نواختن تو رو ندیدم اما کاملن می تونم موقع پیانو زدن تصورت کنم و این حرکت انگشت ها و حس و حالی که پشت آهنگ بیشتر فکر کنم مجذوبم میکنه. و کلن انگار این آهنگ با نوای درون ادم هم فاز و تشدیدش میکنه. کلن خیلی خوب بود. اولین آهنگ انتخاب فوق العاده ای داشتی. بعد اون فایل سه تاری که ازت داشتم و رینگیگ تون گوشیم بود حالا این نشسته جاش 😀
همچنان ادامه بده پر قدرت که شدیدن تو تمام حال و هوای این پستت پشتتم 😉
همچنان لحظات بهتری رو برات آرزو میکنم. یادم باشه در مورد اون دوست عزیز که داره عرصه رو بر ما تنگ میکنه در اولین فرصت صحبت کنم باهات 😀
———————–
پی نوشت : آذین
—
پاسخ:
آقا خیلی خوشحال شدم دوباره اومدی اینورا. یه چند وقتی بود اینجا همدیگه رو ندیده بودیم! از این همه بازخورد مثبت بسیار سپاسگزارم 🙂 در ضمن عرصه بر شما تنگ نمیشه داداش، یعنی مادرنزاییده بخواد عرصه رو بر داش محمود تنگ کنه! به قول سعدی «دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی..». ولی هروقت از قضیه پردهبرداری کنم احتمالن کرک و پرت مییریزه! 😉
۱۷ خرداد ۹۴ @ ۷:۵۱ ق.ظ
Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568
ببخشید بابت غلط های املایی و گرامری و ساختاری و همچی دیگه. خیلی خیلی خستم در این لحظه ( دیگه خودت اوضاع فعلیمو میدونی) و واقعن سختم بود نوشتن اما دلم نیومد کامنت ندم رو حس و حال الانم و همچنین که الان تاپیک هات هستش و بزرگتز از همه ارزششو داره 🙂
۱۷ خرداد ۹۴ @ ۸:۱۲ ق.ظ
Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568
سلام.
به به چه پست خوبى! چه عکسایى!چه حیاطى!چه پیانویى! گر خوش. آواز بودى و. خوش الحان دیگه پرفکت پرفکت! :))
بعد یه سوال,اون گله از قبل برف بوده یا بعد برف؟
—
پاسخ:
به خدمتت عارضم که موقعی که داشتم پست رو مینوشتم یکی از سوالایی که به ذهنم رسید این بود که اولین نفری که میاد گند بزنه به قضیهی این گل توی برف کی میتونه باشه! تندیس انگشت شصت بلورین همینجا اهدا میشه به خانوم مهناز :)) پروفسور منم میدونم خب اون گله احتمالن از قبل بوده! شما آرایهی ادبی ما رو خراب نکنی نمیشه؟! اما راستش یادمه اون لحظهای که این گل رو توی حیاطم دیدم تو زمستون، این بیرون بودن سرش از برف خیلی حس جالبی بهم داد.
ولی جدای از این مورد، بهبه، چه دختری، چه کامنتی، چه بازخوردی :))
۱۷ خرداد ۹۴ @ ۱۰:۳۹ ق.ظ
Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568
متن جالبی بود بهروز جان .
ولی من با امید به این شکل میونه خوبی ندارم . اینکه تو برف و سرمای زمستون خودت رو دلداری بدی که بالاخره این روزا می گذره و فصل گل میرسه ، نوعی اتلاف زندگیه .
باید باور کنیم که زمستون هم مثل بهار ، بخشی از زندگیه . باور کنیم که برف هم به اندازه گل زیباست. در این صورت ایام هجران را در امید رسیدن شب وصل از دست نمی دیم و حلاوت شب وصل رو از ترس رسیدن سحر ضایع نمی کنیم.
به نظر من هنر زندگی به پذیرفتن و کنار آمدن ( و حتی شاید لذت بردن از) تمام وقایع زندگیه. اینکه بگیم می خوام ببینم این برف ، سال دیگه هم تخم داره تو حیاط من پهن شه نشون از عدم توانایی لذت بردن از اون برف زیباست . لذتی که میشه با نشستن کنار شومینه و نوشیدن یه چای داغ و دیدن رقص برفها بهش رسید کمتر از دیدن اون گل زیبا و قد کشیدن اون نهال کوچک نیست.
—
پاسخ:
فرمایش شما بسیار متین اما فکر کنم شما زیادی این متن رو به صورت «ریاضی گونه» و نه با نگاه ادبی خوندید. برف و سرمایی که من ازش حرف میزدم بیشتر مربوط به یخبندون ذهنم بود و نه واقعن حیاطم. یخبندون ذهنی هم چیزی برای لذت بردن نداره و شومینه و چایی هم توش در کار نیست. و من راجع به اون برف ذهنی بود که نمیخوام اجازه بدم دوباره توی حیاط ذهنم بشینه. وگرنه بنده هم مثل شما و دیگران از چای خوردن و کنار شومینه نشستن توی زمستون لذت میبرم.
دوران سرد و تاریک توی زندگی هر آدمی هم پیش میاد و اگر آدمی بیاد بگه که «من از فلان دورهای که مبتلا به افسردگی بودم خیلی لذت بردم»، دروغ میگه. در ضمن، توی اون دورهی تاریک زندگیم من بر خلاف اونچه که شما فرمودید مشغول «دلداری دادن» به خودم و وعدهی رسیدن فصل گل نبودم. من مشغول ساختن این فصل بودم؛ مشغول خلق کردنش.
هنر زندگی هم به نظر من، صرفن لذت بردن نیست. گذشتن از بعضی از لذتها هم گاهی هنره، اگر هدف بزرگتر و والاتری پشتش باشه.
و البته نظر شما محترمه و قطعن در مسیر زندگی شما جوابگو بوده، و من کمال احترام رو برای شما و مسیر زندگیتون قائل هستم. سپاس : )
۱۷ خرداد ۹۴ @ ۱۰:۴۴ ق.ظ
Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568
راستی یادم رفت اینو بگم . خیلی زیبا پیانو می زنی. واقعن لذت بردم.
—
پاسخ:
باز هم ممنون 🙂
۱۹ خرداد ۹۴ @ ۱۲:۲۶ ق.ظ
Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568
آفرین بهروز
اول بگم خوشحالم که دوباره مطلب جدید گذاشتی.
و اینکه خیلی قشنگ پیانو میزنی، آفرین…
۱۹ خرداد ۹۴ @ ۹:۴۷ ب.ظ
Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568
به به چه جوابیه اى! ؛)
۲۰ خرداد ۹۴ @ ۵:۰۵ ق.ظ
Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568
مثل همیشه جالب بود….
راستی تولدتون هم پیشاپیش مبارک
موفق باشید….
—
پاسخ:
سپاس. تولد من رو شما از کدوم منبع یادت بود؟! D:
۲۰ خرداد ۹۴ @ ۹:۲۴ ق.ظ
Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568
عجب دخترا زرنگ شدنا. نذاشتن عرقت خشک شه رو هوا زدنت. تازه داشتیم گرم می کردیما… =))
ولی برام سواله تو رابطه بودن با پسری مثل تو چجوریه. حس می کنم خیلی خاص باید باشه. یه میکسی از سخت بودن و شیرین بودن. خانومی که سر و کلت پیدا شده بیا یه کم توضیح بده ما هم بدونیم لدفن! البته اگر انشالا ایرانی هستی و فارسی بلدی و صدای مارو می شنوی..
—
پاسخ:
والا عرق ما یه هشت نه ماهی طول کشید خشک شه ها. عرق که چه عرض کنم کفنمونم داشت دیگه خشک میشد.
۲۰ خرداد ۹۴ @ ۷:۲۷ ب.ظ
Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568
چه پست خوب و پرانرژی!
من خوندن این پست به همه ی ادمای افسرده که میخوان خوب شن توصیه میکنم واقعا مفیده!:) خدایی قابلیت چاپ تو مجله ی موفقیت اینارو داره:)
به نظرم تو الان دقیقا تو مسیر کمک ب خودت برای درمان دردهات هستی و خیلی خوب داری به خودت کمک میکنی چون از یه طرف داری خیلی درست و اصولی روانکاوی میشی درنتیجه مسائل حل نشده تو داری حل میکنی و به جای اینکه تلمبار بشه و بعدا یقه تو بگیره،بشون فک میکنی دربارشون حرف میزنی و حلشون میکنی و بعد از حل خیلی مرتب تو مغزت میچینی این باعث نظم تو مغزت میشه و ذهنت آزادتر و آرومتر میشه و از طرف دیگه یه سری کارا انجام میدی مث گل و گیاه و پیانو ،…درواقع عادت هایه خوبی رو در خودت داری پرورش میدی و اینام باز باعث آرامش ،خوش بینی و نظم فکری و قلبیت میشه…
به نظرم الان که تو مسیری تا میتونی فکرتو سازنده و مثبت و البته رامش کن تا اونقد درون و فکر محکم و مصمم و مسلطی داشته باشی که باهیچ زلزله و سونامی و طوفان … بهم نریزه و متلاشی نشه-
راستیییی به اون دوست عزیز هم سلام برسون:))
—
پاسخ:
بسیار درست میفرمایی! منم دارم دقیقن تلاش میکنم چنین کاری بکنم.
اووف راستی حتمن سلامتو میرسونم 😉
۲۰ خرداد ۹۴ @ ۸:۴۷ ب.ظ
Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568
خیلی خوشحالم که اینقدر حالت خوبه. از خودت و پستت کلی انرژی گرفتم
موفق باشی
اون دوست عزیز رو هم به زودی رونمایی کن!!!
—
پاسخ:
چشم! به این زودی زودی که نه ولی چشم 🙂
۲۱ خرداد ۹۴ @ ۵:۴۵ ق.ظ
Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568
دقیقا یادم نیست ولی توی یکی از اون پستای قدیمیتون قید کرده بودید که ۲۴ خرداد تولدتونه!!!
خواستم سورپرایزتون کنم!!!
راستی فردا کنکور دارم،برا موفقیت ما بچه کنکوریا هم دعا کنید
مرسی….
—
پاسخ:
بابا دم شما گرم… کنکورت چی شد عزیز؟ خبرمون کن.
۲۴ خرداد ۹۴ @ ۸:۵۹ ق.ظ
Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568
ایده جلسه های روانکاوی رو دوس دارم. شاید برم سراغش
۲۸ خرداد ۹۴ @ ۱۲:۴۲ ق.ظ
Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568
بی اغراق یکی از قشنگترین پست های این وبلاگ بود
چققققدر خوبه که با این روانکاوی دارین به ارامش میرسین
شاد و سلامت و خوشبخت باشی دوست عزیز
راستی اون اهنگ خواب های طلایی رو عااالی زده بودین
—
پاسخ:
به به یه ریحانهی جدید هم داریم اینجا 🙂 سپاسگزارم و از آشناییتون خوشبختم.
۲۸ خرداد ۹۴ @ ۹:۰۷ ق.ظ
Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568
سلام،
بهروز فکر می کنم منظم ترین و مدیریت شده ترین متنی بود که تو این مدت نوشتی، به نظرم افکارت تا حد زیادی از پراکندگی در اومده و داره متمرکز میشه. درود تو شرفت!
راستی بهروز فکر می کنم الان دیگه میتونی اون آهنگ که تو اراک گوش میدادی و دوست داشتی رو با پیانو و سه تار یه تنه بزنی.
—
پاسخ:
آقا قربونت. مخلصم. راستی جواب اون ایمیل آخریتم ندادم ببخشید. سر فرصت حتمن جواب میدم 🙂 مرسی اومدی اینورا دوباره!
۳۱ خرداد ۹۴ @ ۹:۳۴ ق.ظ
Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568
کنکوره دیگه، سال به سال سختر میشه
امسالم که بدتر شد،مخصوصا واسه ما تجربیا
اخر ماه رمضونم نتیجه ها میاد…
خدا رحم کنه!!
نتایج اعلام بشه میگم چی شد!!!
۳۱ خرداد ۹۴ @ ۶:۴۳ ب.ظ
Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568
بهروزجان من ریحانه جدید نیستما !!!!
حداقل یکسال و نیمه خواننده وبلاگت هستم و کل آرشیو را نیز از برمیباشم،قبلا هم کامنت گذاشته بودم پسرجان
مرسی بابت اینکه کامنتها رو میخونی
راستی من هنوز خواب های طلایی که زدیو گوش میکنم و حظشو میبرم:)
۳۱ خرداد ۹۴ @ ۶:۴۵ ب.ظ
Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568
راستی یه سوال داشتم در مورد همین روانکاوی که رفتین،امکانش هست بهتون ایمیل بزنم؟
—
پاسخ:
من به آی.دی فیسبوکتون مسیج دادم. بله قطعن میتونین بپرسین.
۳۱ خرداد ۹۴ @ ۷:۴۹ ب.ظ
Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568
عالی بود بهروز
خوشحالم که حوشحالی 🙂
—
پاسخ:
خوشحالم که رفقای قدیمی هنوز میان اینورا 😉
۵ تیر ۹۴ @ ۷:۰۷ ق.ظ
Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568
ممنون بهروزجان از لطفتون
۱۸ مرداد ۹۴ @ ۹:۱۲ ق.ظ
Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568
سلام
چند روزی هست ک با وبلاگت آشنا شدم
نوع نگارشت وصد البته خود داستان زندگیت به شدت جذبم کرد ، بیان روان و صمیمی و قسمت های طنز و شعرو حکایت یه طورِ درستی کنار هم قرار گرفته بودن طوری که هرچی میخوندم خسته نمیشدم و تو دو سه روز تهشو دراوردم 🙂 و خیلی هم چسبید . امیدوارم حالا که الان حالت خیلی بهتر شده بیشتر بیای و بازم بنویسی
راستی از تزت متوجه شدم که رشته ارشدت احتمالا هوش مصنوعی بوده!
مثل من 🙂
۲۳ مرداد ۹۴ @ ۱۱:۱۶ ق.ظ
Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568
متن خوبی بود. خیلی خیلی خیلی خوشحالم که حالت خوبه. عکس جدید جیگیلی رو هم بذار حتما کلی قد کشیده. 🙂
۳ شهریور ۹۴ @ ۱:۳۸ ق.ظ
Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568
از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی
بهروووووز
این بهترین پست وبلاگته. واقعا زیباست. هم متنش هم مهمتر از اون مفهوم و داستانش. باورت میشه من چند بار این پست رو از سر تا ته خوندم ولی نتونستم کامنت بذارم!واقعا نمیدونستم چی باید بگم.
آرزو می کنم همیشه همینجور کوک باشی و کوک بنوازی که بسی لذت بردیم از شنیدن هنرت 🙂
راستی میدونستی روانکاوی به معنای واقعی کلمه اونقدر کار سختیه که تو ایران شاید به تعداد انگشتای دو تا دست هم روانکاو نداشته باشیم؟ خلاصه که خدا قسمت همه بنده های خوبش بکنه این سفر درون رو.
بهروز اگه تونستی بعدا یه کم راهنمایی کن بلکه ما هم پای در راه سفر درون گذاریم!
آقا محمود ارادتمندیم. منظورت از اون آذین آخر نوشته ات چی بود عایا؟!
۶ شهریور ۹۴ @ ۱۲:۵۶ ب.ظ
Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568
سلام خییییلی نوشتت ادمو اروم میکنه!
حیاط قشنگت!
پیانو زدنت!
طرز فکرت که مثل باغچت شده وووو!!
راستی از سارا بی خبرم،دو سالی میشه با هم قهر کردیم.ولی دورا دور از ابجیش حالش رو میپرسم.
۶ شهریور ۹۴ @ ۱۰:۳۲ ب.ظ
Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568
سلام آقای بهروز
چه آهنگ قشنگی واقعا لذت بردیم…خوش به حال گیاهاتون؛)
تازه به خواننده های وبلاگتون پیوستم سبک نوشته و نوع نگاهتون به زندگی برام جالب بود..البته هنوز چیز زیادی از نوشته هاتون نخوندم ولی به زودی وبلاگتون رو زیر و رو میکنم:)
همیشه از خوندن وبلاگ خارج نشین ها لذت میبردم البته بعضی هاشون !
امیدوارم حال روحیتون روز به روز بهتر بشه و اون زیبایی و سرسبزی که توی حیاط خونتون هست توی ذهنتون هم بیشتر و بیشتر بشه!
به امید روزای قشنگ برای شما هموطن عزیز…
۱۱ شهریور ۹۴ @ ۴:۲۳ ق.ظ
Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568
سلام از یه جای پرت به وبلاگت رسیدم اولش فک کردم چرت و پرته میخاستم پیج رو ببندم که همینجوری دو خط خوندم واسم جذاب شد از ارایه های ادبی که تو گفته هات بود خیلی خوشم اومد دست به قلم خوبی داری و اینکه یه جورایی طرز افکارت مثل خودم هست ینی طرز نگاهت به محیط اطراف سعی میکنم برخلاف وقت کمم گاهی سرکی بکشم موفق باشی یاعلی
۲۷ شهریور ۹۴ @ ۱۱:۳۳ ق.ظ
Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568
اگه منظورتون از سارا من هستم من یادم نمیاد ۲ سال پیش با کسی با اسمی شبیه امی قهر کرده باشم. من کلا با کسی قهر نیستم! ولی کنجکاوم بدونم کی هستین…
—
پاسخ:
نه سارا این تو نیستی! یکی دیگهس از دوستان خیلی قدیمیه که سالها خبری ازش ندارم.
۷ مهر ۹۴ @ ۱۰:۵۰ ب.ظ
Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568
دلتنگتم شدید
۲ آذر ۹۴ @ ۶:۱۸ ب.ظ
Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568
سلام
یه نگاه به تاریخ این پستت بنداز و یه نگاه به تقویم و تاریخ روز:(!!!!!
خسته شدم انقدر این صفحه رو باز کردم و این آهنگ رو گوش دادم آخه
۱۵ آذر ۹۴ @ ۱:۰۹ ق.ظ
Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568
معلوم میشه دیر ختنه شدن آدمو هنرمند می کنه. براووووووو بهروز خان
۱۵ آذر ۹۴ @ ۸:۰۱ ب.ظ
Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568
این سیبو میبینی؟
پ چرا نمینویسی؟ هان؟!
۸ دی ۹۴ @ ۸:۲۲ ب.ظ
Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568
🙂 هه!