Wordpress Themes

!Shiraz

چند هفته‌ی گذشته پرنس‌جورج آبستن حوادث خیلی جالبی بود که بدینوسیله به اطلاعتون می‌رسونم! اول اینکه این استاد بزرگ ما – که ذکر خیرش بارها توی این وبلاگ شده – به عنوان حسن ختام حرکات خفنش، ماشینی رو که چند ماهی بود داده بود دستم، دیگه به طور کلی به نامم زد و خبر این اتفاق هم ظاهرن به طرز عجیبی توی دانشگاه پیچیده! اتفاق دوم این که من و بن تازه دیروز فهمیدیم که این همخونه‌ی مکزیکی جدیدمون که ما توی این مدت  «الکس» صداش می‌کردیم، در واقع اسمش «آلیخاندرا کارینا آلوارادو گومز» هستش! حالا شاید این اصلن مهم به نظر نیاد، ولی جدن از دیروز غروب که این نکته کشف شد، اصلن فضای خونه عوض شده؛ خودمم یه جورایی حس غریبی می‌کنم؛ اینقدر که یه دفعه دلم برا عادل فردوسی‌پور تنگ شده!!

اما از این دو مورد که بگذریم، اتفاقی که باعث شد این چند وقت واقعن خوشحال باشم، این بود که یکی از دوستان ایرانی اینجا که پنج شیش سالی پرنس جورج بوده  و تازه از دانشگاه فارغ‌التحصیل شده (همون آقا رضا که باهاش همخونه بودم برای یه مدت)، بالاخره به رویای همیشگی زندگیش که باز کردن یه رستوران بود رسید و اولین رستوران ایرانی رو در منطقه‌ی شمال بیریتیش کلمبیا افتتاح کرد. البته برای کسایی که توی شهرای بزرگ کانادا هستن، رستوران ایرانی چیز خیلی خاصی نیست، اما توی پرنس‌جورج، یه رستوران ایرانی چیزی در حد عجایب هفتگانه‌س!

حدود یه ماهی هست که رستوران شیراز باز شده و توی همین مدت مثل توپ صدا کرذه؛ بدون اینکه حتی تبلیغاتی کرده باشه. برای مردمی که با کلاس‌ترین غذاهاشون سیب‌زمینی سرخ‌کرده با یه تیکه گوشت گاو کباب شده‌س که شاید یه خورده نمک هم روش پاشیده شده باشه، چیزی مثل فسنجون، کباب کوبیده‌ی یا حتی میرزا قاسمی در حد معجزه‌س. این چند هفته که غروب‌ها بعد از کار می‌رفتم توی رستوران و تا حدودی توی خرید و جمع و جور کردن کارا به داش رضا کمک می‌کردم، کامنت‌های تحسین‌برانگیزی که مردم راجع به غذاهای ایرانی می‌دادن رو می‌شنیدم و اساسن از بالا رفتن پرچم ایران توی نقطه‌ی دور افتاده و ناشناخته‌ای از کانادا واقعن لذت می‌بردم.این که این رستوران توی یک ماه اخیر واژه‌های Iranian و Persian رو به شدت توی این شهر سر زبون‌ها انداخته، خودش خیلی جالبه. حتی روزنامه‌های محلی و وبلاگ‌های بچه‌های پرنس‌جورجی هم توی همین مدت کوتاه مطلب جالبی راجع بهش نوشتن (اینجا و اینجا مثلن).

منم یکی دو هفته‌ پیش، استادم و خانومش رو برای شام دعوت کردم به شیراز و چون وقتی پای غذای ایرانی در میون باشه، «انتخاب» خیلی سخته، از بالا تا پایین منو هرچی بود گرفتم تا ببینم نظرشون چیه. آدم‌های تحصیل‌کرده‌ی اهل مطالعه کلن کامنت دادنشون هم فرق می‌کنه؛ در حین خوردن غذا و در حالی که با حرکات چهره‌شون همه چی رو تحسین می‌کردن، جمله‌هایی می‌گفتن مثل: «ببین چند هزار سال تمدن حتی با غذا چه می‌کنه» یا «اسکندر اگر قبل از حمله به ایران غذای ایرانی رو امتحان کرده بود احتمالن توی تصمیمش تجدید نظر می‌کرد!!!»

چیزی که کلن توی این سه سال زندگی توی کانادا راجع به مقوله‌ی غذا فهمیدم، اینه که در غرب غذا فقط «چیزی برای خوردنه» اما در شرق، غذا یه فرهنگه. از انتخاب ترکیباتش گرفته، تا پختنش، تا سرو کردنش و حتی خوردنش. توی یکی از سریال‌های تلویزیون اینجا، یه بار یه سری دانشجو بودن که یکیشون هندی بود و بقیه آمریکایی؛ یه شب که نوبت غذا پختن هندیه بود، کلی تشریفات و میز مرتب و شمع و بند و بساط آماده کرده بود، بعد یکی از دوستاش ازش پرسید این مسخره بازیا چیه؟ طرف گفت:

This is the difference between “eating” and “dining”

(هرچی زور زدم نتونستم اینو یه جوری به پارسی ترجمه کنم که معنیش برسه! شما اگر میتونید توی کامنت‌ها کمک کنید!)

البته همون شب که با استادم و خانومش بودیم، یادمه خانومش خیلی ساده پرسید که غذای ایرانی چه طوری اینقدر خوشمزه میشه؟ بدون اینکه قبلش فکری کرده باشم، ناخودآگاه این جمله از دهنم پرید: «به قیمت هدر رفتن تمام عمر مادرهای ایرانی توی آشپزخونه…» هرچند اون لحظه دیگه پیگیر این بحث نشدیم اما یادمه از لحظه‌ای که از رستوران اومدم بیرون تا آخر شب همش ذهنم درگیر این بود که شاید، شاید، شاید بهتر بود ما هم با همون سیب‌زمینی سرخ‌کرده و گوشت آب‌پز بی نمک بزرگ شده بودیم….

VN:F [1.9.17_1161]
Rating: 4.6/5 (25 votes cast)
!Shiraz, 4.6 out of 5 based on 25 ratings

۲۰ نظر برای “!Shiraz”

  1. نوید گفته:

    Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568

    اینجور که تو میگی اگه رستوران های زنجیره ای شیراز و افتتاح کنید مکدونالد و میزنه زمین.


    پاسخ:
    البته میدونم محض شوخی گفتی، ولی خوب چیزی که مکدونالد رو معروف و پرفروش کرده خود غذاش نیست، چون که اساسن غذا نمیده و ساندویچ‌هاش رو به معنی واقعی بندازی جلوی سگ نمی‌خوره. فقط قیمت دو سه دلاری آشغالاشه که مردمو جذب می‌کنه.

    VA:F [1.9.17_1161]
    Rating: +4 (from 4 votes)
  2. آذین گفته:

    Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568

    تفاوت بین خوردن و نوش جان کردن؟ / میل کردن؟
    ببین شاید بهتر بود اون جوابو به خانم استادتون نمیدادی. لااقل جلوی غریبه ها ظاهرو حفظ میکردی! ولی کلا با حرفت مخالف نیستم 🙁


    پاسخ:
    استادم و خانومش غریبه نیستن! بعدشم نگران نباش، این دو تا اساسن منتظرن من یه کامنت منفی راجع به ایران بدم یه ساعت واسم سخنرانی نصیحت‌گونه کنن. چند وقته دارم زور می‌زنم «آواز دهل شنیدن از دور خوش است» رو به انگلیسی ترجمه کنم بهشون بگم، بلد نیستم!

    VA:F [1.9.17_1161]
    Rating: +1 (from 1 vote)
  3. محمود گفته:

    Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568

    Eating is the simple, the physical. Eating is practical and necessary. It is feeding the body.Dining, on the other hand, is something more. Dining is spritual. Dining is sharing. Dining is more than food. It is family, friends. Dining is not feeding the body, it’s growing the soul. It is a relaxed communion of the sensual and the sensuous.

    There are a lot of fine places to eat. Great spots that deliver food and flavors, and focus on just that. And I love many of them. Truly.

    But I also believe there are places that bring more to the table than a meal.

    Refrence: http://www.29-95.com/restaurants/story/eating-vs-dining-what-difference


    پاسخ:
    ایول! خوشمان آمد! ولی خوب بازم انگلیسیه!

    VA:F [1.9.17_1161]
    Rating: +2 (from 2 votes)
  4. newtish گفته:

    Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568

    این استادت گویا یک رگ ایرانی داره که تو کار خیره…

    VA:F [1.9.17_1161]
    Rating: -1 (from 3 votes)
  5. الی گفته:

    Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568

    آقو ما چقدر روحمون شاد شد دیدیم اسم شهرمون تا کجاها رفته 🙂
    کلم پلو شیرازی هم اونجا بپزن دیگه خیلی عالیه


    پاسخ:
    من از کلم پلو متنفرم!! هاها!

    VA:F [1.9.17_1161]
    Rating: 0 (from 2 votes)
  6. مريم گفته:

    Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568

    ببین این استادت نمی خواد بچه مچه به فرزند خوندگی قبول کنه؟ اصولن دختر شیرین تر از پسره.
    آقا بهروز خوب خوش میگذرونی ما اینجا داریم زیر بار تورم کمر خم می کنیما. چه وضعشه؟ حسودیم شد.


    پاسخ:
    دوست عزیز، خودم اگه کارام ریدیف شه به فرزندی قبولت می‌کنم، چرا راه دور می‌ری؟!

    VA:F [1.9.17_1161]
    Rating: +6 (from 6 votes)
  7. الی گفته:

    Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568

    پس دو پیازه آلو بخور:)

    VA:F [1.9.17_1161]
    Rating: +1 (from 1 vote)
  8. یوسف گفته:

    Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568

    شاید بشه اینجوری ترجمه اش کرد :
    بین خوردن به قصد لذت بردن و خوردن به قصد پرکردن شکم و سیر شدن تفاوت زیادی وجود داره.
    در مورد جوابت به استادت هم جمله جالبی گفتی. شاید اگه من بودم می گفتم غذای ایرانی به این دلیل اینقدر خوشمزه میشه که تو مواد اولیه اش یه قاشق “احساس ” هم وجود داره .

    VA:F [1.9.17_1161]
    Rating: +2 (from 2 votes)
  9. بک بنده خدا گفته:

    Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568

    ترجمه ساده حمله شما به فارسی می شود:
    تفاوت بین خوردن و شام خوردن


    پاسخ:
    جیگر طلا ترجمه‌ی ساده‌شو خودمم می‌دونستم! همونطوری که توی متن عرض کردم، دنبال ترجمه‌ای می‌گشتم که مفهوم نهفته در پشت این جمله رو برسونه!

    VA:F [1.9.17_1161]
    Rating: 0 (from 6 votes)
  10. behi گفته:

    Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568

    Good job!
    برای رضا و تو که کمکش کردی!
    یکی هم برای استادت که خیلی آقاست!

    VA:F [1.9.17_1161]
    Rating: +4 (from 4 votes)
  11. كاظم گفته:

    Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568

    خدایا منم دلم غذا می خواد ؛ دلم رستوران می خواد !! خدایا یه ماست کوچیک با یه شیر کوچیک خریدم پنج هزار تومن !!! خدایا . . .
    امیدوارم خدا کامنتم رو بخونه…


    پاسخ:
    نگو دلم گرفت…

    VA:F [1.9.17_1161]
    Rating: +5 (from 5 votes)
  12. موج مرده گفته:

    Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568

    سلام نیستی بهروز جان

    VA:F [1.9.17_1161]
    Rating: +1 (from 3 votes)
  13. ابول گفته:

    Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568

    فرق بین شام و شب خوری!!

    VA:F [1.9.17_1161]
    Rating: +2 (from 2 votes)
  14. منیره گفته:

    Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568

    🙂

    VA:F [1.9.17_1161]
    Rating: +2 (from 2 votes)
  15. مرتضی گفته:

    Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568

    فرق بین غذا دادن و پذیرایی کردن
    (ترجمه به زن می‌ماند…)

    VA:F [1.9.17_1161]
    Rating: -2 (from 2 votes)
  16. newtish گفته:

    Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568

    آبدیت کن دیگه…
    بس که وبلاگتو باز کردم و مطلب جدید مدیدم خسته شدم


    پاسخ:
    عزیز ننویس اینطوری من استرس می‌گیرم! باور کن خودم بیشتر از تو دلم می‌]خواد بنویسم…

    VA:F [1.9.17_1161]
    Rating: +5 (from 5 votes)
  17. محمد گفته:

    Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568

    فک کنم ترجمش بشه فذق بین خوردن و میل کردن

    VA:F [1.9.17_1161]
    Rating: +1 (from 3 votes)
  18. مسعود گفته:

    Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568

    یکم این پستو فک کنم دیر خوندم.
    ولی این سریاله مال شما نیست ها. ما هم اینجا دانلود میکنیم و نیگاه می کنیم. این دیالوگو تو سریال تئوری بیگ بنگ وقتی راج برو بچو برای شام دعوت میکنه میگه. خیلی دیالوگ هوشمندانه ایه.

    VA:F [1.9.17_1161]
    Rating: +2 (from 2 votes)
  19. امین گفته:

    Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568

    بین شام خوردن و شکم پرکردن تفاوت بسیار است

    بهروز عزیز نمی دونم چطور این موضوع رو بهت بگم
    من همیشه توی عمرم دوست داشتم به جایی که شما رسیدید برسم مدت زیادی هست که همیشه پست ها و نظرات شما را می خوانم البته اولین بار هست که نظری در وب شما می گذارم
    من فارغ التحصیل زیست شناسی بودم تقریبا همسن شما هستم وقتی سال ۸۵ رفتم دانشگاه و ۸۹ فارغ التحصیل شدم خیلی راحت می توانستم برم نروژ یا سوئد ولی با مخالفت خانواده نرفتم و خیلی پشیمان هستم الان قوانین تغییر کرده و هزینه ها بالا رفته
    اینجا زندگی توی ایران خیلی سخته و دردناکه البته برای کسی مثل من بقیه با شرایط سازگار شدن و به زشتی ها بی تفاوت شدن گاهی نیز اعمالشان بخشی از این دزدی ها شده من که به یک سری ارزش های اخلاقی و انسانی باور دارم زندگی در ایران برام سخته می دونی خیلی دوست داشتم انسان های اطرافم باورها و عقایدی مثل استاد شما و همسرش داشتن ولی تقریبا همه انسان های اطرافم روزگار رو با فحش های روزمره و حرف های عوام گرای که احتمالا خودت تو ایران شنیدی به سر می برند و گاهی درک محدودی از وقایع دارند در مورد یک موضوه اجتماعی یا فرهنگی نظری می دهند که مغز آدم سوت می کشد
    بهروز عزیز الان مشکل تو توی کانادا این هست که تبلت رو مثلا اگر بگی ایرانی هستی تو امریکا بهت نمیدن یا مشکلات دامنه ای آر هست
    البته می دونم هرجایی سختی های خودش رو داره تو هم روزهای سختی حتما در دانشگاه و محیط کار داشتی ولی نسبت به ایران خیلی خیلی بهتر است من جدیدا تصمیم گرفته یک مغازه باز کنم مغازه خشکبار فروشی میدونی اصلا با روحیه ام سازگار نیست دزدی کردن و احتکار رو بلد نیستم و کارم خیلی سخته
    اطرافیانم به من گفتن باید بتونی چاله میدونی حرف زدن رو یاد بگیری
    واقعا از زندگی کردن تو ایران خسته شدم دلم شانه های گرم یکی من استاد تو را می خواهد نوشتی حتی اگر از ایران بد بگی خود استادت نصیحتت می کنه من تو ایران حتی وقتی از حقوق بشر و ارزش های انسانی و کیفیت زندگی حرف می زنم حتی پدر و مادرم حرف رو درک نمی کنن
    امثال من به هیچ وجه نمی تونم از زندگی در ایران لذت ببرن
    اینجا زدن واژه های مثل فرهنگ حقوق شهروندی حقوق بشر محیط زیست و…….. واژه هایی از شکم سیری قلمداد می شود
    بهروز عزیز ببخش که بخشی از کامنتم در ارتباط با مطلب شما نبود ولی باید خودم رو خالی می کردم
    امیدوارم همیشه شاد باشی بهروز عزیز چون همیشه آرزوهای از دست رفتم رو در پست های تو می خونم و این امیدواری و شعف را دارم که آرزوهای من و توقع و خواستم از زندگی یک چیز آیده آلی و خیالی و آرمان شهری نبود بلکه چیزی بود که می توانست حقیقت پیدا کند زندگی در میان جمعی که انسان ها رو متفاوت می بین نه بد جمعی که نسبت به مسائل شهر توجه نشون می دهند و به جز درآمدشون چیزهای انسانی براشون مهم هست
    بهروز عزیز دوستان به جای ما
    از زندگی ات نهایت استفاده رو ببر تو شرایطش رو داری هر روز خودت رو انسان بهتر و آگاه تری کن
    دوست دارم همیشه موفق و شاد باشی
    دوستدار تو امین از کازرون

    چند بار وب لاگت نظرم رو به عنوان اسپم شنخات و خطا داد امیدوارم این بار ثبت شه


    پاسخ:
    امین جان سپاس خیلی زیاد از محبتت. راستش هم خوشحال شدم و هم ناراحت وقتی خوندمت. اما ناامید نباش، شاید بازم بتونی راهتو پیدا کنی و بزنی بیرون یا حتی توی همون ایران به اهداف پاکت برسی که البته کاری چند برابر سخت‌تر و با ارزش‌تره.
    بهروز باشی.

    VA:F [1.9.17_1161]
    Rating: +3 (from 3 votes)
  20. الی گفته:

    Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568

    فرق بین خوردن و نوش جان کردن

    VA:F [1.9.17_1161]
    Rating: 0 (from 0 votes)

محل نوشتن نظرات