… وقتی نه خاطرهی خندهداری به ذهنت میرسد، نه حوصلهی مرتب کردن و وزن دادن به عذابهای روزانه داری، فقط میتوانی همین یک خط را بنویسی.
دستهها
بایگانی
- مرداد ۱۳۸۹ (۱)
- تیر ۱۳۸۹ (۱)
- خرداد ۱۳۸۹ (۲)
- اردیبهشت ۱۳۸۹ (۱)
- فروردین ۱۳۸۹ (۱)
- اسفند ۱۳۸۸ (۲)
- بهمن ۱۳۸۸ (۱)
- دی ۱۳۸۸ (۳)
- آذر ۱۳۸۸ (۲)
- آبان ۱۳۸۸ (۲)
- مهر ۱۳۸۸ (۱)
- شهریور ۱۳۸۸ (۵)
- مرداد ۱۳۸۸ (۲)
- تیر ۱۳۸۸ (۱)
- خرداد ۱۳۸۸ (۳)
- اردیبهشت ۱۳۸۸ (۱)
- فروردین ۱۳۸۸ (۲)
- اسفند ۱۳۸۷ (۲)
- بهمن ۱۳۸۷ (۱)
- دی ۱۳۸۷ (۲)
- آبان ۱۳۸۷ (۱)
- شهریور ۱۳۸۷ (۵)
- مرداد ۱۳۸۷ (۱)
پاتوقهای من

۲۴ مهر ۸۸ @ ۵:۳۹ ق.ظ
خوبه تو باز این یخ خط رو نوشتی…من که آچمز شدم!
۲۴ مهر ۸۸ @ ۲:۲۴ ب.ظ
راستی —-> الکس فرگوسن
۲۵ مهر ۸۸ @ ۹:۴۷ ق.ظ
پسرم زود خوب شو،چشم؟
۲۷ مهر ۸۸ @ ۴:۳۶ ق.ظ
عذر میخوام بچهها نمیدونم چرا سیستم کامنت گذاری ایراد پیدا کرده و کامنت محمود عزیز پاک شده و کامنت دومی سارا اینجا نمیاد!
ولی محمود جان پیامت رو به دقت مرور کردم و خلاصه ببخش، تقصیر این سیستم وردپرسه که این پاک شد!
ممنون از یک یکیتون!
۲۸ مهر ۸۸ @ ۸:۴۷ ق.ظ
به به سلام حاج آقا دالوندی.
مبارک فارغ التحصیلی.
عیبی نداره اگه خنده دار نداری گریه دار بنویس.ما پایه ایم.
در ضمن دلمان برایتان تنگ شده مبسوط.
۲۸ مهر ۸۸ @ ۱۲:۵۸ ب.ظ
به سبک خودت میکامنتم:
وقتی نه خاطرهی خندهداری به ذهنت میرسد، نه حوصلهی مرتب کردن و وزن دادن به عذابهای روزانه داری غلط میکنی تو به روز میکنی;)
۳۰ مهر ۸۸ @ ۳:۱۰ ق.ظ
Hmm… I read blogs on a similar topic, but i never visited your blog. I added it to favorites and i’ll be your constant reader.
۳۰ مهر ۸۸ @ ۳:۰۱ ب.ظ
تا اونجایی که من میدونم تو تو هر وضیعتی باشی میتونی حرف بزنی مگه اینکه حوصله نداشته باشی.زود خوب شو