Wordpress Themes

Check Point

گذشت امروز هم یارب، ولی فردا چه خواهد شد

مثل درد زایمان بود لامصب… دفاع کردن تز و تموم شدن دروه‌ی کارشناسی ارشد رو می‌گم… ولی بالاخره به دنیا اومد. یعنی دفاع شد پاس شد رفت پی کارش…

جنبه‌های مختلف این «فوق لیسانس» گرفتن خیلی برای من جالب بود. الان که فکر می‌کنم می‌بینم این دو سال و نیمی که صرف این مسئله شد چقدر دوران آموزنده‌ای بود و چقدر چیز یاد من داد. و چیزهایی که بیرون دانشگاه یاد گرفتم به مراتب خیلی بیشتر از چیزایی بود که توی دانشگاه. بگذریم…

یه کوچولو راجع به موضوع تزم بگم. الان که فکر می‌کنم، می‌بینم جرقه‌ی این تز، چهار سال پیش، توی یه زیرزمینی توی اراک خورده بود! یادمه‌ی اونجا تو خونه‌ی محمود و ممد‌حسین بودم و دوران بیماری‌های عشقی بود که هرکسی دلش یه جایی گیر بود. مشکل دعوای درونی عقل و احساس، مثل ویروس به جون خیلی از ماها افتاده بود و دهنمونو از اون کارا کرده بود… من داشتم با محمود راجع به همین مسئله حرف می‌زدم و بحث سر این بود که اساسن توی موقعیتی که منطق و احساس در تناقض هستن چطوری باید عمل کرد. از طرف دیگه، برای پسر جماعت اعتراف به احساسی بودن همیشه سخت بود و واسه همین هم توی این جور بحثا معمولن کسی دلش نمی‌خواس احساسی به نظر برسه. برای همین هم، نظر همه در جواب چنین سوالی تقریبن قابل پیش‌بینی بود.

وسط این بحث‌ها، یه بار محمود همین‌جوری یه حرفی از در ‌‌‌کـ‌ـو‌‌‌‌‌نـش زد، که بعدها من توی کانادا دو سال و نیم وقت صرف کردم تا از نظر علمی و با مدل‌سازی توی هوش مصنوعی، بررسی کنمش و به عنوان تز ازش دفاع کنم! «اساسن اگر منطق قادر به حل مسئله بود، کار هیچ وقت به درگیری منطق و احساس نمی‌رسید؛ واسه همین من توی چنین موقعیتی به احساساتم بیشتر تکیه می‌کنم». البته نه که این جمله صددرصد درست باشه، اما واقعن می‌تونم بگم جرقه‌ی بزرگی توی این مسیر بود؛ حالا جزییات بماند. خلاصه، دیروز بالاخره چهار تا داور تز ما (دو تا پرفسور روانشناسی و دو تا کامپیوتری) بعد از این که با سوال‌های نفس‌گیرشون پوست منو کندن، رای مثبت دادن و من از دیروز یه درجه‌ شاخ‌تر شدم.

به خاطر این تز که موضوعش ترکیبی از روانشناسی و هوش مصنوعی بود، این دو سال مجبور شدم تعداد زیادی مقاله‌ و کتاب‌های روانشناسی رو به زبون اصلی بخونم که واقعن جزو جالب‌ترین قسمت‌های تحصیلم بود. به ویژه اینکه با خوندن این مقاله‌ها خیلی بهتر می‌تونستم گذشته‌ی خودمو تحلیل کنم و دلیل اشتباه‌ها و کارهای عجیب و غریب گذشته‌م رو دونه‌ دونه پیدا می‌کردم. به خاطر همین واقعن خوشحالم که این دو سال رو صرفن برای گرفتن یه مدرک نگذروندم، چیزایی یاد گرفتم که هیچ وقت فکرشم نمی‌کردم.

همه چیز خوبه‌ اما، از همین امروز یه عالمه‌ کارهای دیگه دارم که باید انجام بدم؛ اقامت، ویزای کار، دنبال کار گشتن، اسباب کشی، و چیزای خیلی خوف‌تر… امشب یکی از دوست‌های کاناداییم واسه‌ی تبریک منو شام دعوت کرده بود تو یه رستوران. با کلی خوشحالی گفت از فردا دیگه «راحتی» دیگه!! تابستون رو می‌ترکونیم…! با یه لبخند تلخ بهش گفتم وقتی با یه ایرانی حرف می‌زنی، زیاد از اون کلمه‌ استفاده نکن («راحت»). فکر نکنم فهمید چی می‌گم…

VN:F [1.9.17_1161]
Rating: 4.6/5 (17 votes cast)
Check Point, 4.6 out of 5 based on 17 ratings

۱۹ نظر برای “Check Point”

  1. مريم گفته:

    Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568

    تبریکات ما رو پذیرا باشید. شیرینی فراموش نشود.
    منم روانشناسی خیلی دوست دارم اما خوندنش برام سخت بود اوایل. راستش اون اولا که تازه شروع کرده بودم به خوندن این تیپ کتاب ها هر مرضی رو که می خوندم فکر می کردم خودمم دارمش. یعنی دیگه کلن از خودم قطع امید کرده بودم تا اینکه یکی از دوستام که پزشکی می خونه گفت که منم دو سال اول دانشگاه فکر می کردم یه عالمه بیماری جسمی دارم ولی الآن دیگه نگرانشون نیستم.
    راستی قول داده بودی اگه به موقع دفاع کردی تا ۴۰ روز روزی یه بار آپ کنی. حواست باشه که حواسمون هست.


    پاسخ:
    تو چرا بعد از جمله‌هات نقطه نمی‌ذاری؟! هر دفعه مجبور می‌شم کامنت‌هاتو ویرایش کنم نقطه‌گذاری‌شونو درست کنم! هاها!
    ممنون بابت تبریک. حالا ما یه چیزی گفتیم چرا جدی گرفتی. تازه اون پست رو که من پاک کردم، اصلن رسمیت نداره دیگه!

    VA:F [1.9.17_1161]
    Rating: +1 (from 1 vote)
  2. محمود گفته:

    Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568

    سلام. بازم تبریک می گم پسر. خیلی برات خوشحالم. چک پوینت عنوان خوبی بود برای این نوشتت. چون با دفاعت تقریبا یه چک پوینت انجام شد! و حالا می ری برای مرحله بعد. امیدوارم بقیه دغدغه های زندگیت هم بتونی جمع کنی مثل همیشه که نشون داده می تونی موفق باشی. من که شک ندارم مشکلی پیش نمی یاد و اوضاع روبراه می شه.نگران نباش.

    در مورد اون قضیه جمله من : فقط می تونم بگم خدا رو شکر که به نتیجه رسیدی وگرنه ریسک بسیار بزرگی کردی که رو دری وری های ! من حساب کردی. اگه زودتر بهم گفته بودی نمی ذاشتم ادامه بدی 😀
    برا خودمم جالب شد بعد حتما برام جزییاتشو بگو که چیکار کردی برام جالب شد.
    پاراگراف آخرتم حقیقت تلخی هست که وجود داره.البته خودمونم زندگی رو گاهی الکی سختش می کنیما. یعنی اوضاع داغون مملکت باعث شده که اینجوری بار بیایم.بی روحیه .نق زدن کارمون شده و کلا سخت می گیریم یه چیزایی رو. خودم چند تا اتفاق واسم تو این چند مذت افتاد که کلا خیلی سخت می دیدم یه سری چیزا رو . بعد در ادامه هر کدوم از اونا یه سری اتفاقات بدتر افتاد تازه فهمیدم که اون موقع همه ی چی اوکی بود و من چقدر سخت می دیدم! و اصلا مشکلی وجود نداشت! دیگه تصمیم گرفتم همیشه وقتی یه اتفاق می افته که حس سخت گرفتن و اینا می یاد تو ذهنم. این مثال هایی که واسم اتفاق افتاد و یادآوری کنم و بعد ببینم که بدترین حالت چی می تونه باشه! اون موقع دیگه حواسم هست که اوضاع زیادم بد نیست. دیشب یه خواب بسیار وحشتناک دیدم از یه اتفاقی که واسه خودم افتاده بود و تا حالا همچین خواب وحشتناکی تو عمرم ندیده بودم! وقتی از خواب پا شدم تا ۱ ساعت که باورم نمی شد که اون اتفاق خواب بوده و اتفاق نیفتاده! و بعد اون کلا خوشحالم نمی دونی چقدر خدا رو شکر کردم که اون اتفاق فقط یه خواب بوده کلا حالم خیلی بهتره الان نسبت به قبل خوابیدنم! اصلا یه لحظه قدر سلامتی قدر همه ی چیزایی که دارم یهو اومد تو ذهنمو کلا حالم خوبه. وای واقعا نمی دونی چقدر خوشحالم که اون خواب واقعی نبود! 🙂 پس زیاد سخت نگیر پسر. اینا عین زندگیه! اصلا همین پیچ و خم هاست که باعث می شه معنی لذت و خوشحالی رو بفهمیم.فک کن اگه هیچ دغدغه ای وجود نداشت چی می شد یا اینجوری بگم اگه تاریکی وجود داشت آیا روشنایی درک می شد و ارزش داشت؟!


    پاسخ:
    منم خوشحالم که خوابت واقعی نبوده! تجربه کردم همین حس رو میدونم چه حالی میده 🙂
    من رو دری‌وری‌هات از اول حساب نکرده بودم. وقتی اومدم اینجا یه مقاله‌ی تصادفی خوندم که این ایده رو بهم داد، بعدها یادم اومد که
    بی‌ربط به کساشیر تو نبوده!

    VA:F [1.9.17_1161]
    Rating: +1 (from 1 vote)
  3. عباس گفته:

    Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568

    سلام بهروز جان، قدم نو رسیدت مبارک، خیلی تبریک می گم هم درجه ارشد کامپیوتر و هم درجه ارشد روانشناسی (ایندفه اومدی ایران منو هم باید ویزیت کنی).
    در رابطه با تز دکتریت هم خواستی یه مروری توی خاطرات اتاق ۳۰۶ بنداز. اون چند نفر سوژه های خوبی بودن مگه نه؟ (البته با اجازه محمود جون)
    خیلی خیلی تبریک میگم و برات بهروزی رو آرزو می کنم.

    ——————————————————
    پیغام خصوصی:
    سلام محمود جون نیستی؟ چند بار هم زنگ زدم آز نبودی. ما دلمون برات تنگ شده، کجایی جیگر؟ ارادتمندیم.


    پاسخ:
    ممنون عباس جونم! وای چقدر دلم برای اون اتاق تنگ شده.
    راستی میگم خوشم میاد محمود به یه بخشی از این وبلاگ تبدیل شده!

    VA:F [1.9.17_1161]
    Rating: +4 (from 4 votes)
  4. سارا گفته:

    Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568

    واقعا خوشحالم که دفاع کردی و اینهمه نتایج مفیداز این مدت کانادا بودنت گرفتی.
    زندگی خیلی عجیب و غیر قابل پیش بینی هست. ۴ سال پیش تصور میگردم همه چیز کاملا برعکس چیزی که الان هست پیش بره…


    پاسخ:
    آره… منم بعضی وقتا به همین فکر می‌کنم…

    VA:F [1.9.17_1161]
    Rating: +1 (from 1 vote)
  5. امید گفته:

    Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568

    دفاعت خیلی خوب بود!

    میگم کن قبلا سیبیل نداشت؟

    (یه چیز دیگه میخواستم بنویسم مثل همیشه نظرم عوض شد!)

    VA:F [1.9.17_1161]
    Rating: +1 (from 1 vote)
  6. کامیار علیپور گفته:

    Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568

    به به ، به سلامتی انشالله که می ری برای غول مرحله آخر و دکترا، موفق باشی

    VA:F [1.9.17_1161]
    Rating: +1 (from 1 vote)
  7. آذر گفته:

    Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568

    تبریک و خسته نباشی
    پسر بیشتر مواظب خودت باش از اون عکس تا این عکس کلی لاغر شدی
    ممنون از مریم که یادآوری کرده قولتو، تو هم زیرش نزن دیگه

    VA:F [1.9.17_1161]
    Rating: +1 (from 1 vote)
  8. ستایش گفته:

    Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568

    خوب زایمانت رو که با موفقیت انجام شده بهت تبریک میگم:دی
    ایشالله زایمان های بعدی:دی
    با این توصییفاتی که نوشتی معلومه که شما الان یک “کارشناس خیلی ارشد” هستی:دی

    VA:F [1.9.17_1161]
    Rating: +2 (from 2 votes)
  9. مهدی گفته:

    Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568

    خیلی تبریک …!

    VA:F [1.9.17_1161]
    Rating: +1 (from 1 vote)
  10. اعظم گفته:

    Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568

    تبریک:)منم خیلی زحمت کشیدم که درست تموم شه ها!خیلی خوشحال شدیم.ایشالا دکترا! میگم حس می کنم یکم سرت خلوت شده نظرت چیه کامنت بذارم؟:D
    D:

    VA:F [1.9.17_1161]
    Rating: +1 (from 1 vote)
  11. مسعود گفته:

    Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568

    سلام عزیزم.
    مبارک باشه. بهت تبریک میگم. امیدوارم در آینده هم با قدرت ادامه بدی.
    موفق باشی.

    VA:F [1.9.17_1161]
    Rating: +1 (from 1 vote)
  12. نوید گفته:

    Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568

    تبریک میگم بهروز جان

    VA:F [1.9.17_1161]
    Rating: +1 (from 1 vote)
  13. محمد حسین گفته:

    Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568

    ای بابا چه اتفاقات بزرگی تو خونه ی ما افتاده ها و ما غافلیم.
    بیست سال دیگه تقش در میاد از اون خرابه کلی وزیر و کاردان بیرون اومده….

    به هر حال تبریک می گم پسر. امیدوارم همه ابعاد زندگیت همینطور خوب جلو بره…


    پاسخ:
    منظورت «کاردار» هستش دیگه عمرانی بی‌سواد؟!

    VA:F [1.9.17_1161]
    Rating: +2 (from 2 votes)
  14. یک عدد حسین دیگه! گفته:

    Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568

    بسیار علاقه مند شدم بیشتر درباره جزئیات پایان نامت بدونم (رشتم فلسفه است) و به ویژه به خاطر مقدمه ای که درباره انتخاب پایان نامت هم گفتی کنجکاوتر شدم . یعنی میشه بیشتر بگی؟
    🙂


    پاسخ:
    راستش بیشتر گفتنش خیلی حرف زدن می‌طلبه. ولی تا یکی دو ماه آینده احتمالن کل متن تزم رو اینجا برای دانلود میذارم. اگه حوصله داشته باشی انگلیسی بخونی.

    VA:F [1.9.17_1161]
    Rating: +1 (from 1 vote)
  15. حمید گفته:

    Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568

    همشهری گرامی، خوب می نویسی و من هم گرفتن مدرک فوق لیسانس رو بهت تبریک می گم. حالا که یه همشهری اونجا هست، فکر می کنم که خودم هم به نوعی اونجا بودم. نکته ای که می خواستم بپرسم اینه که در جلسه دفاع در آن جیبهای مبارک چی گذاشتی که اینقدر قلنبه شده! نکنه برای تقویت حافظه و دور کردن سوالات سخت چند لقمه فتیر اراکی را در جیب گذاشته ای 🙂


    پاسخ:
    درود هم‌وطن. من اراکی نیستم، هرچند خط‌کشی‌های داخل ایران برام مهم نیست و ایرانی‌ها رو توی یه دسته‌، اون هم به نام هموطن قرار می‌دم، و همشهری و غیر همشهری تعریف نمی‌کنم. متولد گرگان هستم، تهران بزرگ شدم و اراک درس خوندم و اراک رو هم خیلی دوست دارم. دلم هم برای فتیر تنگ شده!

    VA:F [1.9.17_1161]
    Rating: +2 (from 2 votes)
  16. آمی گفته:

    Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568

    سلام خوبی؟؟واقعا بهت تبریک میگم خوشحال شدم امیدوارم که توی کارای دیگه اتم موفق باشی

    VA:F [1.9.17_1161]
    Rating: +1 (from 1 vote)
  17. یک خواننده گفته:

    Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/nerda943/public_html/dalvandi.ir/blog/wp-content/plugins/gd-star-rating/code/blg/frontend.php on line 568

    به نظر میرسه شما در زمینه پزشکی هومیوپات موفق بشید ترکیبی از علم روانشناسی و پزشکی!

    VA:F [1.9.17_1161]
    Rating: +1 (from 1 vote)

محل نوشتن نظرات