Wordpress Themes

همینجام بابا…

نمی‌دونم سه چهار روز اخیر سری به اینجا زده بودید یا نه، اما اگر زده بودید حتمن متوجه شدید که نیمه‌مست پکیده بود و کلن از دسترس خارج شده بود. بگو چرا! من خودم هم هنوز دارم سعی می‌کنم بفهمم. هفته‌ی پیش به خاطر یه نوبت دکتر رفته بودم ونکوور که وسط مسافرت هم ماشینم پکید و هم وبلاگم. حالا ماشین رو میشد بی‌خیال شد، ولی نیمه‌مست رو نه. خلاصه‌ی داستان اینکه از سرویس هاستینگی که نیمه‌مست روش بود، برام ایمیل اومد که «مطابق با قوانین جدید دولت آمریکا، از پذیرفتن دامنه‌های ir. معذوریم! اطلاعاتتون رو زود از روی سرور بردارید وگرنه مجبور می‌شیم پاکشون کنیم. ببخشید خلاصه!»

این شد که بعد از نثار تعدادی فحش به آمریکا و دولت تخـمـیش مجبور شدم راه بیفتم دنبال یه هاستینگ مناسب که هم سرویسش خوب باشه هم دامنه‌ی دات آی آر رو بپذیره. خلاصه این فرایند چند روزی طول کشید و الانم که در خدمت شمام خیلی از سرویس فعلیم راضی نیستم ولی خوب به عنوان یه ایرانی ظاهرن بیشتر از اینم گیرم نمیاد…

یادمه بچه که بودم، تلویزیون یه برنامه‌ای داشت به اسم «شمایل مثل‌آباد» که حکایت‌های قدیمی ایرانی رو به صورت نمایشنامه اجرا می‌کرد و نشون می‌داد. یکی از قسمت‌هاش یه بنده‌خدایی بود که به علت کچل بودنش، توی در و همسایه معروف شده بود به ‌«کل علی»! این بابا خیلی شاکی بود از این لقب ناخواسته و برای اینکه بتونه از شر این اسم خلاص شه، تصمیم می‌گیره یه برنامه‌ی درست حسابی بریزه و اسم «حاج علی» رو بین دور و بری‌هاش جا بندازه. خلاصه دار و ندارشو میفروشه و میره مکه و بعد برمی‌گرده و تمام اهل محل رو شام دعوت می‌کنه و شروع می‌کنه به تعریف کردن داستان سفرش. توی تمام جمله‌هاش هم، پشت هم عبارت‌هایی مثل «فلانی صدام کرد حاج علی…» رو به کار می‌بره تا این لقب رو قشنگ تو کله‌ی ملت فرو کنه. نیم ساعتی داستان می‌گه و دویست باری «حاج علی» رو به این و اون فرو می‌کنه؛ بعدش که داستانش تموم میشه یه نفس راحت می‌کشه و استکان رو برمی‌داره تا یه قلپ چایی بخوره؛ در همین لحظه یکی از مهمونا که به شدت تحت تاثیر داستان پرماجرای این بنده‌خدا قرار گرفته بوده، با چشمای پر از اشک می‌گه:‌ «عجب سرگذشتی داشتی کل علی..!»

این سرگذشت کل علی، سرگذشت ما ایرانیان خارج‌نشین هم هست. کلی درس بخون، زبان یاد بگیر، پول خرج کن، بیا اینجا، خودتو با محیط وفق بده، یه نفری همه‌ی زندگی رو بچرخون، کار پیدا کن، با رقیبات «توی زمین حریف» رقابت کن، خودتو برسون به یه مرحله‌ی تا حدودی با ثبات تا از شر مشکلات همیشگیت راحت بشی، بعدش یه دفعه یه روز از خواب بیدار می‌شی می‌بینی فلان بانک حساب ایرانی‌ها رو می‌بنده، فلان تبلت رو به ایرانی‌ها نمی‌فروشن، دامنه‌های آی آر رو بلاک می‌کنن و بعدش یادت میفته که ای بابا، تو کره‌ی ماه هم که بری، همون «کل علی» خواهی بود. از خودی که حسابی خوردیم، حالا از غریبه‌ها هم کم‌کم داریم می‌خوریم. عجب چیزی بشیم ما آخرش…

VN:F [1.9.17_1161]
Rating: 3.4/5 (14 votes cast)